ابوالقاسم رادفر
مقدمه 11
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )
همانطور كه اشاره شد پيشينهء توجّه شاعران پارسىگوى به قرآن و حديث به آغاز شعر فارسى مىرسد . اگر چه بسيارى از اين آثار از بين رفته ولى همين مقدار باقى مانده حاكى از بهرهگيرى سخنوران پارسىسراى از قرآن و حديث است . اگر نخستين سخنور فارسى گوى را بنابر نقل تاريخ سيستان ، محمّد بن وصيف سگزى بدانيم ، همورا بايد اوّلين شاعر پارسىگويى به شمار آوريم كه در اين بيت او : لمن الملك بخواندى تو اميرا به يقين * با قَليل الفِئَه كت داذ ور آن لشكر كام اقتباس از آيهء 16 سورهء 40 ( مؤمن ) و آيهء 249 از سورهء 2 ( بقره ) را مىبينيم . از آن جايى كه محور اصلى شعر فارسى درى در سدههاى آغازين بيشتر مضامين مدح و ستايش يا عشق و غزل است كمتر با مايههاى قرآن و حديث پيوند دارد ، امّا با گذشت زمان و گسترش شعر فارسى نزديكى تنگاتنگى با قرآن و حديث پيدا مىكند ، به طورى كه برخى سخنوران تواناى فارسى زبان تمام همّت و تلاش خود را بر آن مىنهند كه شعر آنان بازتابى از مفاهيم قرآن و حديث باشد ، به ويژه شاعرانى كه هدف آنان از سرودن شعر تعليم و تبليغ دين است . از اين رو از آيات و احاديث به نحو شايستهاى در پيشبرد و پيشرفت مسائل دينى سود مىجويند ، چون ناصر خسرو كه كلامش پيوند شريعت و عقل است ، يا بزرگ سخنوران عارف پيشهاى چون سنايى ، عطّار ، مولوى و حافظ كه در كمتر شعرى از آنان تأثير آيهاى و حديثى ديده نمىشود . آرى كار ارزشمند اين بزرگان فقط و فقط از بركت دولت قرآن و كلام معصومان بزرگوار ( عليهم السلام ) است . همانطور كه حافظ شيرين سخن مىگويد : « هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم » . نحوهء اثر پذيرى از آيات ، شيوههاى گوناگون دارد ، گاه آشكار است و گاه پنهان و مضمون آيه در بطن عبارات و اشعار چنان با ظرافت آمده است كه جز با مدد ممارست و مؤانست با قرآن امكان پذير نيست كه البتّه در بيشتر اشعار فارسى توجّه به مفاهيم و معانى آيات قرآنى است . البته گاهى هم شاعر به قصد تفنّن يا هنرنمايى به شيوه التزام و اعنات تلاش مىكند كه تمام ابيات سرودهء خود را با آيات و احاديث زيور دهد و گاه تا جايى در اين كار پيش مىرود كه بخشهايى از آيات و احاديث را به جاى قافيه استفاده مىكند مانند سنايى كه براى اوّلين بار در قصيدهاى دست به چنين كارى يازيده است : اى منزّه ذات توعمّا يقول الظالمون * گفت علمت جمله را ما لم تكونوا تعلمون يا مولانا نيز در غزلى با همين وزن و قافيه و احتمالا با گوشه چشمى به قصيدهء خاقانى از